بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

108

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

چنان يافته‌اند كه آن طفل را اعضا كمتر جوشش كند و كمتر عفونت پذيرد و اگر در اول به نمك آب نيك بشويند هم شايد . و بعضى طفل را بعد از نمك به آب‌ها مىشويند كه در آن اندكى سماق و قسط و شادنه و حلبه و امثال آن جوشيده باشند و اين نوع تدبير در پرورش ايشان از اين وقت باز بىشك منافع كليه دهد در حفظ حصت بر ايشان على الخصوص كه آن ادويه را خواص نيكو بود در تقويت اعضا و قوا و اعتياد حكمى واقع شود . و بايد كه در حين بستن در خرقه كه آن را قنداق گويند بعضى اعضاى او را كه در وقت ولادت ضرب يافته باشد و ناهموار شده و از موضع مقرر تغيير يافته به دستكارى هموار كنند به وضعى كه بايد ، به تخصيص سر و پيشانى او را و پاىها و دست‌هاى او را بر آن شكل كه مىبايد راست كنند و آن‌گاه ببندند و بسيار محكم نبندند كه آفت و الم آن به تن طفل زود مىرسد و هرگاه باز مىكنند و مىبندند همچنين دست‌وپاى او را كشيده همواره بايد بست . و ما دام كه اعضاى ايشان به غايت نرم و تر و اعصاب ايشان سست و قوا ضعيف است ، در خوابانيدن به پشت مىبايد خوابانيدن تا يك طرف تن قوىتر نشود و كوفت كمتر يابند . و از وقتى كه ولادت واقع شده باشد تا همان وقت از شبانه‌روز شير نبايد داد ، اگر مانعى نباشد تا طفل حركت و گريه كند و خود طلب صادق نمايد و معده و حلق او بجنبد و گشادگى يابد . و به تجربه چنان يافته اند كه كرت اول چون شير شب هنگام به وقت قرار مردم دهند ، آن طفل خاموش و كم‌آزار باشد و چون در وقت سيرى مرضعه و خلق دهند كم حرص بود . و در اول كه شير مىدهند مىبايد كه كام طفل را بردارند و آن‌چنان بود كه انگشت شهادت را به شيرينى آلوده كنند و بر كام او نيكو بمالند ، آن‌گاه شير دهند . و به تجربه چنان يافته‌اند كه كام طفل را به چيزى كه بردارند در مدت عمر از آن كم مضرت يابد . حكايت : و چند كس را ديدم كه كام ايشان را به عقرب سوده با نبات برداشته بودند . چون عقرب ايشان را گزيدى المى نيافتند . و بايد كه شير از ابتدا اندك‌اندك به وى دهند و به تدريج زياده مىكنند تا به شير خوردن درآيد و هضم نيكو از آن زمان باز عادت كند . و وقت شير دادن هر نوبت آن بود كه خود طلب كند و گريه آغازد و قبل از شير خوردن اندك گريه او را مفيد بود . و در فرنگ بعضى دانايان هستند كه بعضى اعضاى اطفال خود را كه مىدانند كه قابل علتى بد است مخصوص بدان عضو داغى بر محل آن مىنهند و از آن علت امن مىشود ، چنانچه بر پيشانى و سر جهت صرع و جنون و بر صدغين جهت امراض عين و امثال اين‌ها . و دور نيست كه اگر بعضى عروق و شرايينى را كه ممر اخلاط و ابخره فاسد به اعضاى شريفه واقع‌اند و در معالجات امر به قطع و داغ آن‌ها مىكنند به حكمت آن را داغى و يا قطع و سدى كنند جهت بيم امراض ، آن اعضاى نيكو بود . و بايد كه طفل را در موضعى دارند كه سخت گرم و سخت سرد و سخت روشن نباشد و به دريافتن هواى خنك تن او را به تدريج معتاد سازند . و هر روز دو نوبت يا سه نوبت و شب يك نوبت طفل را از قنداق و يا مهد باز كنند و بجنبانند و رخوت او را خشك سازند تا مبادا كه اعصاب پشت او كوفت يابد و